ابو القاسم راز شيرازى
171
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
خداوند ، قلوب انسانى است . پس ، از براى تنبّه و استشعار به آنست كه در سلام عامّ الهى كه عبادت و صلاة است ، در صورتى كه رعايت بدن و طهارتش و توجّهش در حفظ اعمال و اركان و اذكار ، اينقدر لازم باشد ، رعايت نفوس و عقول و قلوب و ارواح كه حقايق انسانيّهاند و منظور حضرت خداوند از خلقتاند ، به طريق اولى لازم خواهد بود . اينست كه حضرت رسول ( ص ) فرمود : « لا صلاة الّا بحضور القلب » « 28 » و : « نيّة المؤمن خير من عمله » « 29 » ، « و لكلّ امرئ مانوى » « 30 » . پس انسان مادام كه در عالم صورت ، محبوس و مسجون « 31 » است و در ظلمات عالم نفس و طبيعت ، و در حجب هوا و هوس گرفتار است ، از حقيقت انسانيّت محروم و از حقايق و روح عبادات ، بىنصيب است . و الّا اگر صلاة ، بر وجه كامل - باطنا و ظاهرا - صورتپذير شود كار منتهيان است ؛ زيرا كه : المصلّى يناجى ربّه . و مناجات ، مستلزم خطاب است و خطاب دليل بر حضور است ، و حضور ، حال مقرّبين است . از اين جهت وارد است : كسى كه مقبول شود نمازش ، مقبول است ساير اعمال او و كسى كه مردود شود نمازش ، مردود است ساير اعمال او . و از اين بيانات ، فهم حديث « معاذ جبل » فىالجمله حاصل ، و طهارات و عبادات باطنيّه هريك به تفصيل انشاءالله در باب و موضع
--> ( 28 ) - جز با حضور قلب ، نماز تحقّق نمىيابد . ( 29 ) - نيّت شخص مؤمن از عمل او بهتر است ؛ زيرا كه هر امر خير تا در مرحلهء قصد و نيّت است از آسيب ( ريا ) و ديگر خطرات اخلاقى مصون و محفوظ است و چون به مرحلهى عمل درآمد غالب آنست كه عمل او دچار آسيبهاى اخلاقى مىگردد . ( 30 ) - بهرهء هركس از هر كار پسنديده به همان اندازه است كه در مرحلهء نيّت به قصد خير بر آن كار عازم بوده است ؛ زيرا ممكن است از كسى كارى سر زند كه صورتا نيكو و پسنديده باشد امّا آن شخص بهمنظورى خاصّ آن كار را انجام داده باشد نه براى خدا چنانچه بسيارى از كارهاى به ظاهر پسنديده غالبا مشوب به ( ريا ) است كه با سودجوئىهاى گوناگون صورت مىپذيرد . ( 31 ) - زندانى .